تبلیغات
ღ☆ஜ ما و جغرافیا در دهکده جهانی ஜ☆ღ - گتو (getto) - گروه های اجتماعی
 
.:: زندگی اطلس جغرافی ماست
که در آن نقشه استان محبت پیداست
جلگه مکر و نمکزار حسد پیدا نیست
کوه چهل چشمه عشق ارتفاعش بسیار
وفلات ایمان حول این کوه چه وسعت دارد ::.

.:: سلام ::.
.:: وبلاگی که مشاهده میکنید متعلق به محمد عثمان نصرتی دانشجوی رشته ی جغرافیا و برنامه ریزی شهری از دانشگاه سیستان و بلوچستان میباشد در این وبلاگ سعی شده که بیشتر در مورد موضوعات جغرافیایی بحث شود.امیدوارم که با راهنماییهای استاد گرامی و دیگر عزیزان این وبلاگ به اهداف خود برسد ::.
  :: مدیر وب سایت : hacker games
نظرتان درباره وبلاگ چیست ؟






» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   
گتو (getto) - گروه های اجتماعی
یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 08:58 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست hacker games | ( نظرات )

 معنی لغوی گتو

گتو:(getto)
در اصل، قسمتى از شهر هاى اروپایى كه یهودیان مجبور بودند در محدوده آن زندگى كنند. عموما" قسمتى از شهر تلقى مى شود كه یك گروه اقلیت در آن زندگى مى كنند و این سكونت به دلیل محدودیت هاى اجتماعى بر آنها تحمیل مى شود.

* گتو در جامعه شناسی شهری

در جامعه شناسی شهری اصطلاحی به نام " گتو "وجود دارد. ریشه ی این واژه ایتالیاییاست و به محله ای اطلاق می شود كه كارخانه ای قدیمی ذوب آهن در آن جا بود و یهودیاندر آن زندگی می كردند. خصوصیت گتوها در تراكم جمعیتی بسیار زیاد آنها، كمبود جا، نبود بهداشت و نظافت، نرخ بسیار بالای مرگ و میر انحرافات اجتماعی گسترده، كمبود منابع زیستی، فقر شدید و هرج و مرج جنسی بود. گتوهای جدید در آمریكا عمدتآً جمعیت های سیاه پوست و فقیر را در خود جای می دادند. این گتوها در شهرهایی چون نیویورك،فیلادلفیا، باستن، شیكاگو، لوس آنجلس، دیترویت دیده می شوند گتوی شیكاگو با 500 هزار نفر جمعیت در 1966 بزرگ ترین آنها بوده است. امروزه مشاهده می شود كه گاه به جای واژه ی گتو از عبارت "تمركز های اقلیتی" استفاده می شود و منظور از آن هر نوع تراكم جمعیتی اقلیت های قومی،‌نژادی یا دینی در بخش هایی از شهر یا حومه آن است.

 گتو در فرهنگ های انگلیس

بر اساس فرهنگهاى انگلیسى،واژه گتو به احتمال زیاد از ریشه ایتالیایى‏BORGHETTO،مصغرBORGO،است،به معناى محله یا كوى در یك شهر.این كلمه در انگلیسى‏BOROUGHاست.كاربرد آن به مرور زمان متحول شده و سرانجام به محله‏هاى یهودى نشین كشورهاى اروپایى اختصاص‏ یافت. همچنین در باب معنى این واژه گفته شده كه مشتق از نام یك كارخانه ریخته گرى در ایتالیا است كه براى اولین بار در سال 1516 در منطقه ونتین براى تمركز یهودیان در نظر گرفته شد. 5 آوریل دورانت در باب علل پیدایش گتوها معتقد است كه«ونیز مدت‏هاى دراز پناهگاه خوبى‏ براى یهودیان بود.چند بار اقداماتى براى اخراج یهودیان از آن شهر به عمل آمد (1487-1395) ، اما مجلس سناى ونیز به عنوان خدمتگزاران موثر تجارت و مالیه كشور از ایشان جانبدارى‏ مى‏كرد.قسمت عمده تجارت صادراتى و نیز به دست بازرگانان یهودى انجام مى‏شد،و همچنین‏ ایشان در وارد كردن پشم و ابریشم از اسپانیا و ادویه و مروارید از هندوستان سهم بسزایى‏ داشتند.یهودیان ونیز به اختیار خود محله‏اى را كه به تبعیت از نام ایشان«جودكا»خوانده مى‏شد.اشغال كرده بودند.در سال 1516 سناى ونیز پس از مشورت با سران قوم یهود مقرر ساخت كه عموم‏ یهودیان،به جز عده معدودى كه اجازه مخصوص داشتند،در قسمتى از شهر كه به نام گتو خوانده‏ شد،سكنا گزینند؛و ظاهرا این نام از واژه ایتالیایى گتو (كارخانه ریخته گرى) آمده است.زیرا در آن محله یك چنین كارخانه‏اى وجود داشت.»

شمار زیادى از محققین معتقدند كه این محله‏هاى یهودى نشین با اختیار خود یهودیان‏ انتخاب مى‏شد و آن طور كه عده‏اى تبلیغ مى‏كنند،یهودیان مجبور به سكونت در آن مناطق‏ نبوده‏اند. 
در واقع یهودیان با تمركز در محله‏هاى یهودى نشین،جدایى خود از دیگران را به وضوح‏ نشان مى‏دادند و اینكه نمى‏توانند آشكارا با كسانى زندگى كنند كه خود را از آنها برتر دانسته و آداب و رسوم خاص دارند.ضمن آنكه غیر یهودیان به واسطه بیگانه بودن،نمى‏توانستند از فعالیت یهودیان در این محله‏ها آگاه شوند.در همین خصوص و علیرغم تصور قالبى كه وجود دارد،آقاى شهبازى نویسنده كتاب«زرسالاران یهودى و پارسى،استعمار بریتانیا و ایران»نیز معتقد است كه گتوها ضامن بقاى یهودیان و منافع آنها بوده،ضمن آنكه بعدها حربه‏اى براى‏ مظلوم نمایى مى‏شود.ایشان در این خصوص مى‏نویسد: چنین است داستان گتوها؛محلاتى كه داوطلبانه و براى حفظ ساختار و اسرار درونى‏ خود در آن زیستند و با سماجت،به رغم تمایل و گاه حتى بدگمانى و فشار جوامع‏ میزبان،حاضر به ترك آن نشدند و آنگاه كه این گتوها فرو پاشید،داستان آن را به‏ پرچم مظلومیت خویش و لعن میزبانان بدل ساختند. موید این مفهوم،اعتراف یهودیان مبنى بر جارى بودن زندگى با تمام نیازهاى ضرورى در این محله‏ها بود.یهودیان اگر چه سعى دارند كه زندگى در این محله‏ها را غیر قابل تحمل و تحمیلى‏ و سخت جلوه دهند ولى خود معترف هستند كه هر گتو یك کنیسه داشت جهت برگزارى مراسم‏ و جشن‏هاى سالانه یهودیان (همچون پوریم) كه حتى با برپایى مراسم شادمانى و نمایش،و با لعنت بر غیر یهودیانى همچون هامان این روزها را بزرگ مى‏داشتند . در این محله‏ها با ذكر تمام‏ تضییقاتى كه مدعى بودند ولى آموزش در جریان بود و حتى مدعى هستند كه یهودیان گتو صد در صد با سواد بودند.و این در مورد دختران نیز صادق بود.چرا كه بچه‏ها در سن 3 یا 4 سالگى‏ پس از باز كردن زبان تحویل معلم كنیسه مى‏شدند. هر كنیسه در گتو محل عبادت،مشورت و حل اختلافات بود ضمن آنكه شریان زندگى را در دست داشت. در واقع یهودیان با تمركز در این محله‏ها،موجودیت اعتقادى،نژادى،فرهنگى و اخلاقى خود را حفظ مى‏كردند و حتى اجازه نفوذ به دیگران در این گتوها را نمى‏دادند و در روزهاى خاصى نیز بیرون از آن رفت و آمد نمى‏كردند و شب‏ها نیز آنرا مى‏بستند. یعنى یك‏ جامعه كوچك محافظت شده و مقاوم در برابر كسانی كه بیگانه پنداشته مى‏شوند و به همین دلیل‏ باید از آنها دورى جست. 
با تمام این تفاصیل در برترى نژادى و برگزیدگى قومى و علیرغم تمام مساعدت بكار گرفته شده‏ از سوى یهودیان جهت القاى این شبهه كه نژاد یهود اصالت ذاتى داشته و همین،دلیل برگزیدگى‏ آن است و باید جدا از دیگران و جداى از سرنوشت دیگران زندگى كرده و تصمیم بگیرد،عده‏اى از میان خودشان نظراتى متفاوت ارائه كرده‏اند.از جمله رافائل پاتاى،مدیر تحقیقات انستیتو تئو كه مى‏گوید: یافته‏هاى مردم شناسى نشان مى‏دهد كه برخلاف نظریه شایع،چیزى به نام نژاد یهود وجود ندارد.بررسى درباره یهودیان از مناطق مختلف جهان مسلم مى‏دارد كه‏ اینان از نظر ویژگى‏هاى جسمانى-قامت،وزن،رنگ پوست،بافت و رنگ مو،رنگ‏ چشم،دنباله جمجمه،دنباله چهره،گروه خون و جز آن-شدیدا با هم فرق دارند. و به همین دلایل«استوار كردن صهیونیسم بر ایده مردم یهود،از نظر خاخام هیرش یك‏ ارتداد محسوب مى‏شود.» یقینا یك چنین سوء استفاده‏اى از واژه ملت براى دین یهود جهت تحقق صهیونیسم،مجمع‏ عمومى سازمان ملل را به عنوان مظهر اراده جهانى واداشت تا با 72 رأى موافق،35 رأى مخالف و 32 رأى ممتنع قطعنامه برابرى صهیونیسم با نژادپرستى را در 10 نوامبر 1975 به تصویب‏ برساند. اگر چه حییم هرتزوگ از آن پس،سازمان ملل متحد را در مسیر تبدیل شدن به مركز جهانى یهود ستیزى ارزیابى كرد. ولى بهرحال دریافت این حقیقت براى جهانیان لازم است كه‏ براى مقابله با یهود ستیزى باید همزمان با نژادپرستى یهودى مبارزه نمود.

* تعریف

* گتو به بخشی از شهر گفته می شد که دیوار های بلندی آن را محصورکرده و یهودیان مجبور بودند تنها در این قسمت شهر زندگی می کنند.

* «گتو» نام دیوارهایی است كه یهودیان در محله های مخصوص بدور محل زندگی خود می كشند. اما اینطور تبلیغات كردند كه چون یهودی ها را اذیت و آزار دادند آنها مجبور شدند دور خود دیوار بكشند و جدا از بقیه زندگی كنند. در حالیكه یهودی براساس آیین و اعتقادات خود معتقد است كه باید در محلات مخصوص زندگی كند. به هرحال شروع به فعالیت های ضد یهودی كردند تا یهودی ها را مجبور به مهاجرت به فلسطین كنند. لذا اولین هسته های مهاجرت به فلسطین در سال 1880 به بعد آغاز می شود.

* در شهرها یا مناطق دیگر به محله ای که ساکنان آن اکثرا از یک مذهب باشند گتو گفته می شد و امروزه در کل به مناطق فقیر شهری که بیشتر مهاجران اقلیت ها در آن ساکنند گتو گفته می شود

* گتو از نظر تاریخی در اروپا به محله هایی که اقلیت یهودی در آن ساکن بودند گفته می شود.

* گتو در ایران

در ایران برای بیان این معنی گاه واژه ی "جهود محله" به کار می رفته و امروزه در معنی امروزی اش بیشتر از آن به عنوان حاشیه نشینی یاد می شود. 
مثلاً ایرانیان برخلاف ترک‌ها که تمایل به تشکیل «گتو» دارند، ابداً چنین تمایلی را در هیچ کجای دنیا نشان نداده‌اند و درعوض بسیاری سعی می‌کنند که از یکدیگر بگریزند و حتی همسایه‌ی ایرانی نداشته باشند. در صورتی که درعین گله‌مندی بسیار گسترده این طیف نسبت به دیگرهموطنان، همچنان عمده‌ی روابط شان در همین جامعه دور می‌زند. به این ترتیب می خواهم بگویم درست است که عده‌ای از پذیریش غیرانتقادی و جذب یک سره‌ی نرم‌های جدید سخن می‌گویند، امّا این مسئله به سادگی عملی نیست، بلکه بسیاری از آنا ن که این تلاش را کرده‌اند پس از مدتی یا سر خورده ‌اند و یا ناگزیر به تجدید روابط با همان جامعه‌ی ایرانی پرداخته‌اند. 
در ایران از قدیم در برخی شهر ها گتو هایی وجود داشته که با نام هایی مانند عرب محله عرب خانه یهودیه (مثلا در اصفهان) قزاق محله (در گرگان) و غیره نامیده شده است.

* آیا می دانید نخستین گتو را خود یهودی ها در کدام نقطه ی جهان ایجاد کردند؟

در شهر ونیز

خود یهودی ها آن را ایجاد کردند تا از دیگران جدا باشند سپس در اروپا آن ها در گتو ها جای گرفتند. شهرِ ونیز برای نخستین بار یهودیان مجبور به زندگی در "گتو" یعنی محله‌ای مخصوص شدند. این شیوه‌ی تبعیض به تدریج در شهرهای مختلف اروپایی رواج یافت. انقلابِ کبیرِ فرانسه و بازتابِ آن در اروپا آغازِ پایان دادن به این تحمیل بود.
نخستین گتو ی یهودیان در بندر ونیز که یک بندر تجاری عمده ی آن روزگار محسوب می شد یک واقعیت تاریخی است. زیرا یهودیان آن روزگار در شهر ونیز به کار صرافی و وام دادن پول اشتغال داشتند وبرای این که به کار خود در شهر ونیز ادامه دهند برای خود یک گتو ایجاد کردند.

در سال 1536 در شهر ونیز یهودیان را مجبور ساختند در محله ی بسته ای زندگی کنند و این محله بود که گتو نام گرفت.

* گتو در جهان

در زمان آلمان نازی گتوسازی گسترده ای برای ایزوله کردن اجباری یهودیان در اروپا انجام گرفت.

نمونه ی این سیاست از سوی دولت اسرائیل در مناطق اشغالی فلسطین نیز اجرا شده است. كشمكش و مبارزه بین اسرائیل و فلسطین ، چنان فرموله شد كه حقوق اساسی فلسطینی ملغی گردید و اسرائیل به راه حلی دست یافت كه از دشواری‌ها و بار جمعیت (بارِ دموگرافیك) كه در صورت الحاقِ این مناطق بر دوشش می‌افتد خلاص گردید. به این دلیل است كه اسرائیلی‌ها از دولتی سخن می‌گویند كه بر حدود 42 درصد از اراضی فلسطین برپا شود. مضمون این تزویر كه در مورد ایده ی دولت مستقل صورت می گیرد چیزی نیست جز تبدیل این دولت به كانتون هایی كه از نظر جغرافیایی از یكدیگر جدا هستند، بی هیچ حق حاكمیتی. و از این هم فراتر، به جای دولت، «گتو»هایی برپا شود كه در آن‌ها برخی از اهالی بر برخی دیگرفرمان برانند و بهتر بگوییم ستم كنند و مسؤولیت خورد و خوراك و اقتصاد و بهداشت به عهده ی خودشان باشد، بی آنكه هیچ حق حاكمیتی داشته باشند یا بتوانند «گتو»ها را به دولتی تبدیل كنند كه قادر به ادامه‌ی حیات باشد.
چنین راه حل ظالمانه ای را به عنوان اینكه موقت است به تدریج به خورد فلسطینی ها بدهند، سپس، همان طور كه در مورد معاهده‌ی اسلو رخ داد هرآنچه موقتی ست به صورتی دائم درآید و بهانه هایی پیشكشیده شود كه مراحل بعدی را نمی توان به اجرا گذاشت، زیرا محال است راه حلی برای قضایای قدس و آوارگان یافت. شارون حتی خواستار آن است كه فلسطینی‌ها از حق بازگشت چشم بپوشند و در مقابلِ برپایی این گتوهای مسخ شده اعلام كنند كه مخاصمات به پایان رسیده است. او در واقع، خواستار آن است كه به عنوان یك راه حل، بخش اعظم ساحل غربی و غزه را [سرزمین] یهودی اعلام كند و به اسرائیل ملحق نماید و از فلسطینی ها می خواهد كه به تسلیمی تاریخی تن دهند و از حقوق خود چشم بپوشند و بردگی دائمی را در چارچوب یك سیستم تبعیض نژادی كه از بدترین انواع خود در تاریخ است، بپذیرند. او همچنین می خواهد از "نقشه‌ی راه"آنچه را كه خود مایل است برگزیند و موارد فراوان تعدیل پیشنهادی‌اش كه طی 15 ماده ارائه شده ناشی از همین هدف است. خواست وی توقف مبارزه است و لغو حق بازگشت، چنان كه از معلق كردن اسكان مهاجران یهودی و از بحث درباره ی سرنوشت بیت المقدس سر باز می زند.
نقشه‌های ضمیمه نشان می‌دهند كه چگونه شارون به مثابه‌ی حلقه‌ای‌ست تكمیلی در زنجیره‌ی اجرای طرح صهیونیستی و اینكه تن ندادن به تعیینِ مرزهای دولت، به ایجاد دیوارِ تبعیض نژادی انجامیده تا سرزمینهای اشغالی را بند بند از یكدیگر جدا كند. از طرح تقسیم سال 1947 (45 درصد) به راه حل های مبتنی بر قبول دو دولت برپایه ی مرزهای سال 1967 (22 درصد) رسیدیم و حالا به دولت پیشنهادی شارون (یعنی 9 درصد از مساحت فلسطین).
اما فلسطینی‌ها، در حالی كه در هریك از درگیری های شان با اسرائیل، زمین هاشان را پیوسته از دست داده‌اند، خود نیز در سمت گیری متقابلشان تحول یافته اند. آن ها موجودیت انسانی و جمعیت خود را تراكم بیشتری بخشیده اند و آن را به موجودیتی مقاوم و پایدار تبدیل نموده‌اند، به ایجاد نهادهای [اجتماعی و سیاسی] خود ادامه داده‌اند، آگاهی ملی نسبت به قضیه‌ی خویش را گرامی‌تر داشته‌اند و افكارعمومی جهانی را به سوی خود جلب نموده‌اندطبیعی ا‌ست كه درچنین وضعی، مهمترین مایملكِ فلسطینی‌ها در مبارزه، همانا عامل انسانی است و گستره‌ آن در سراسرِ كره‌ی خاك.
درست است كه فلسطینی ها بارها نیروی خود را در داخل به كار گرفته و حتی در مواردی از آن بیش از حد استفاده كرده‌اند، اما تا كنون، به خصوص پس از معاهده‌ی اسلو، توانسته ‌اند نیروی فلسطینی‌های مقیم خارج را در خدمت مبارزه‌ داخل سازمان دهند. این یكی از اهداف «ابتكار مبارزه‌ی ملی فلسطینی»ست كه از ژوئن 2002 مطرح شده و می‌كوشد نیروهای ملت فلسطین را درداخل و خارج به حركت درآورد.
"نقشه‌ی راه" به احتمال زیاد با شكست رو به رو خواهد شد زیرا شارون خواستار شكست آن است و ایالات متحده نیز تا كنون هیچ آمادگی برای فشار بر او از خود نشان نداده تا وی را به اجرای آن مجبور سازد، بلكه ممكن است خود را با ملاحظاتی كه شارون نسبت به این "نقشه‌ی راه" داشته تطبیق دهد. آنچه مردم فلسطین در این مرحله‌ی دشوار با آن رو به رو هستند دارای ابعادی ا‌ست كه از هریك از ستیزهای پیشین فراتر است. مبارزه‌ی امروز بر سرِ درصدِ زمین‌هایی كه به او می رسد نیست، بلكه بر سرِ این است كه به عنوان یك ملت، یك قضیه و آرمان و یك هویت وجود خواهد داشت یا نه.
لذا مهم‌ترین مسأله این است كه نگذاریم ماهیت مبارزه خدشه دار و مسخ شود یا به حدی كه مورد نظر اسرائیل است تنزل یابد. زیرا مبارزه ی فلسطینی ها با اشغال، كشمكش بین دو طرف نیست، چنان كه نمی‌توان آن را اختلافی دانست كه در مذاكرات بر سرِ درصدِ اراضی پیش آمده باشد تا بتوان آن را صرفاً با نشستن بر سرِ میز مذاكره حل نمود.
مبارزه‌ی فلسطینی‌ها مبارزه‌ی ملتی ا‌ست كه طی 55 سال از آزادی و استقلال و میهن خود محروم شده و از 36 سال پیش در زیر یوغ اشغال به سر می‌برد؛ مبارزه‌ی ملتی‌ست كه، مثل دیگر ملت های جهان، از جمله اسرائیلی‌ها، برای حق تعیین سرنوشت خویش تلاش می كند. این مبارزه‌ی ملتی‌است كه حق دارد رؤیای دست یافتن به میهنی آزاد و مستقل با حق حاكمیت كامل را در سر بپروراند كه انسان در آن با آزادی و شرافت زندگی كند، قانون در آن حكم فرما باشد و حقوق شهروندی در آن به اجرا در آید. طرفی كه در این كشمكش در معرض تهدید قرار دارد اسرائیل نیست كه چهارمین زرادخانه‌ی اتمی جهان و بیشترین حد از سلاح‌های كشتار جمعی در منطقه و یكی از بزرگ‌ترین ارتش‌های جهان را در اختیار دارد، بلكه خلق فلسطین است.
مشخص كردنِ چنین بینشی ازمبارزه‌ی جاری و گسترش آن و ملاك عمل قرار دادن و تكرار آن از سوی هر فرد فلسطینی امری‌ست حیاتی، زیرا تكوین مجدد آگاهی ملی دسته جمعی و احساس مشترك مشروط به چنین بینشی‌ست. هم چنین تقویت و تعمیقِ باور به دموكراسی داخلی نیز شرطی حیاتی برای تبدیل این بینش مشترك به عمل مشترك و مؤثر است به منظور آنكه فلسطینی‌ها از اینكه صرفاً كمیتی از موجودات انسانی باشند فراتر رفته به نیرویی مؤثر و تصمیم گیرنده تبدیل شوند.

در شهر های ایالت متحده ی آمریکا معمولا حاشیه نشینانی از اقلیت سیاه پوست یا مکزیکی گتو های فقیری را به وجود آورده اند .

گتو نشینان در فرانسه بیشتر از عرب های مراکشی و الجزایری و همچنین سیاه پوستان هستند.به گتو های یهودی نشین در مراکش "ملاح"گفته می شود. شورش ها واکنشی است در مقابل رفتار سوء فرانسویان در مقابل مهاجرین سرزمین های استعماری سابق،که این سوء رفتار در چند سال گذشته شدت گرفته است.مهاجرینی که در مناطق خارج از محدوده پاریس در گتوها-محلات اقلیت ها- ایزوله و مورد بی توجهی قرار گرفته و بر اساس اصل و نسب قومی و فقدان یک وضعیت اقتصادی متحرک این آفریقایی ها با فرزندانشان به حاشیه ها رانده شده اند.شورش ها ناشی از شکست سیاست های مهاجرتی دولت فرانسه و شکست اهداف انقلاب فرانسه که مبتنی بر سه شعار آزادی، برابری و برادری تمامی شهروندان بوده، می باشد.

* گتو های معروف یهودی نشین

یهود محله های معروف:

یوزفوف(پراگ)

لوماره (پاریس)

گتوی رمی(رم)

گتوی ونیز

* زندگی در گتو

محصور نمودن یهودیان در محله ی مخصوص یکی از راه های قدیمی ازار دادن آن ها بود که برای نخستین بار در قرن دهم میلادی در شهر "پراگ" آغاز شد. پراگ را از آن جهت برای آخر انتخاب كرده بودند كه در آنجا آخرین گتو را ببینند. هیتلر بعد از قتل عام یهودیان و دیگر ملل دستور داده بود گتو را نگه دارند تا موزه‌ای از نسلی سپری شده باقی مانده باشد.

شب ها در های گتو از بیرون بسته می شد و هیچ فردی نمی توانست تا هنگام باز شدن دروازه ها از محوطه ی گتو خارج شود.

گتو ها همیشه بیش از حد انباشته از جمعیت بودند.علت این امر آن بود که سطح گتو به موازات رشد جمعیت گسترش نمی یافت.ساکنان این محله ها به حدی فشرده زندگی می کردند که اگر حریقی رخ می داد جابه جا کردن اشیا بسیار دشوار بود و گاهی بر اثر آن چندین خانواده می سوختند.افراد گتو همواره زیر بار ترس از حمله ی اوباش و وحشت از گرسنگی و بیماری بودند.

اگریهودیان با عشق به تورات و انجام دادن فرمان های آن به حیات سرد و بی روح خود در گتو رونقی نمی دادند.زندگی برای ایشان غیر قابل تحمل می شد.گاه که یکی از اعیاد مذهبی فرا می رسید خوشی و سرور به درون خانه ها راه می یافت.آن ها با فکر عشق به خداوند و دستور های او که ابدی هستند دل خود را گرم و روان خود را با نشاط نگاه می داشتند.

روز مقدس شبات بیش از هر عامل دیگری به آن ها کمک می کرد تا بتواند با همه ی سختی ها و دشواری ها به هستی خود ادامه دهند.مراسم روز شبات یهودیان را به یکدیگر پیوند می داد و وبه آن ها نیرو و جرات می بخشید تا رنج ها و مشکلات شش روز هفته را تحمل کنند.

* نقش کلیسا در گتو

کلیسا نیز در گتونقش مهمی داشت و در میان محله ها ی گتو مرکز زندگی یهودیان شمرده می شد. کلیسا همیشه محل عبادت بوده است .همه در آن جا جمع شده در اسایش و ارامش به درگاه خداوند به راز و نیاز پرداخته نماز می خواندند و در مواردی به مشکلات و نیاز های خود رسیدگی می کردند ولی کلیسا در گتو کاربرد های دیگری هم داشت. کلیسا آموزشگاهی بود که کودکان در انجا تورات می آموختند.مردان پس از خواندن شحریت و پیش از کار های روزانه باخواندن صفحه ای از تلمود قلب خود را گرمی و امید بخشیده و شامگاهان دوباره در آن جا گرد آمده قوانین الهی را مطالعه و در باره ی آن گفتگو می کردند.کلیسا محل اجتماع و مرکز مشاوره مشکلات اجتماعی و فردی بود که درباره ی مسائل زندگی بحث شده و راه حل هایی برای آن ها پیدا می کردند و در همان جا به شکایات افراد رسیدگی می شد.

تا قرن 17 میلادی هنوز در بسیاری از کشورهای اروپایی گتو وجود داشت که به تدریج تا پایان قرن 18 ویران شد. ولی دوباره در قرن 20 میلادی هیتلر فکر ایجاد گتوو جا دادن یهودیان یک شهر را در محله ای محصور در آلمان نازی عملی کرد.

* گتوی ورشو

یکی از گتو های مشهور و اجباری قرن بیستم گتوی ورشو پایتخت لهستان بود که بیش از نیم میلیونیهودی در آنجا زندانی بودند. یهودیان گتوی ورشو با این که ضعیف بیمار و بی سلاح بودند بی باکانه در برابر نازی ها قیام نموده مدت ها با دست خالی و سنگ و چوب با سربازان مسلح و مجهز آلمان جنگیدند.

سرانجام تقریبا همه یهودیان گتو را نیرو های هیتلر کشتند. ولی داستان شجاعت و فداکاری آن ها در تاریخ ثبت شد. دولتها و احزاب سیاسى در غرب از یک طرف با مماشات خود با گروههاى اسلامى و باز کردن همه درها تحت عنوان احترام به فرهنگهاى مختلف و مولتى کالچرالیسم بروى این جریانات بیشترین نقش را در تقویت اسلامی ها داشته اند. از طرف دیگر با تشویق در بوجود آوردن گتوهاى قومى، مذهبى و فرهنگى در بین مهاجرین کشورهاى اسلامى زده مردم، جوانان، زنان و کودکان را به مرسى سران مذهبى و دستجات ملى و قومى سپرده اند. دولتها ظاهرا هیچ مشکلى نداشتند از این که قتل هاى ناموسى در این گتوها روى می دهد و یا دختر بچه ها را با سرکردن حجاب از یک زندگى کودکانه محروم می کنند و یا با گشودن مدارس اسلامى خرافات را در بین کودکان می گسترانند. از طرف دیگر خود جریانات اسلامى با تجربه اى که در ایران، فلسطین و دیگر مناطق بحران زده و بدون یک الترناتیو چپ و انقلابى قوى کسب کرده اند، می دانند که براى نفوذ در بین مردم محروم که طبیعتا بخش اعظم مهاجرین در اروپا را شامل می شود، تنها به مظلوم نمایى و بلند کردن علم مبارزه علیه تبعض و نژادپرستى و یا حمایت از مردم محروم فلسطین و افغانستان و غیره است، اتکا کنند. کارى که ظاهرا اینها خیلى در آن ماهر هستند. سرمایه هاى کلانى که دولت های اسلامى این روزها خرج تبلیغات و گشودن مساجد، مراکز و موسسات خدماتى براى "مردم مسلمان" می کنند نباید اصلا نادیده گرفت. از یک طرف اتخاذ سیاست راست در مواجهه با مهاجرین در غرب، تهاجم به سطح زندگى کارگر و مردم زحمتکش و مهاجرین، تبعیض و بى عدالتى در مورد پناهندگان و مهاجرین و حول دادن آنان به انزوا و گتو بستر مساعدى را براى قدرت گیرى جریانات اسلامى فراهم کرده است. نفوذى که بدان درجه رسیده که می توانند جوانانى را براى خون خواهى از مردم عراق و یا فلسطین به تکه و پاره کردن خود تشویق کنند و کمپین ما تنها در یک عرصه توانست اینها را به عقب براند و باید با ادامه کار و با اتکا به دستاوردهاى حاصله گامهایى بزرگى براى به شکست کشاندن کامل ارتجاع مذهبى و در راس آن اسلام سیاسى برداشت.

* دین یهودیان در گتو

یهودیان در سرزمینهاى اسلامى زندگى خوبى داشتند و شمارى از آنان به مقامات اجتماعى بلندى نائل شدند. این در حالى بود كه یهودیان مقیم كشورهاى اروپایى مجبور بودند در اماكن خاصى به نام گتو(Ghetto) با ذلت تمام زندگى كنند. همچنین بسیار اتفاق مى افتاد كه مسیحیان آنان را به زور به آیین خود در مى آوردند. این گونه افراد در ظاهر مسیحى مى شدند، ولى در باطن یهودى مى ماندند و تعبیر یهودیان مسیحى نما (Marranos) به چنین افرادى دلالت دارد كه در اصطلاح یهودیان ایران ، آنوس خوانده مى شوند. یهودیان اندلس در دوران فرمانروایى مسلمانان در آن سامان زندگى خوبى داشتند. هنگامى كه بهسال 1492 اندلس به طور كامل از دست مسلمانان خارج شد، یهودیان نیز از آن سرزمین تبعید شدند. آنان به كشورهاى اسلامى شمال آفریقا روى آوردند، ولى تنها اندكى از ایشان در آن ورطه هولناك از چنگال دزدان دریایى و ناخدایان آزمند رهیده ، به ساحل امن و امان رسیدند و در دامان پر مهر اسلام قرار گرفتند. منش نیك و رفتار انسانى مسلمانان با بیگانگان زبانزد تاریخ نگاران یهودى و مسیحى است.

غالبا ساختن "گتو" مكانیسم دفاعی آندسته از گروههای مهاجر در برابر "فرهنگ اكثریت" (جامعه میزبان) است كه ادغام برایشان دشوار است و شدت بیگانگی ارزشهای جامعه میزبان، آنها را لاجرم به یكدیگر "نزدیكتر" می‌سازد. 
ساختن "گتو" در عین حال نشانه عدم تمایل به تاثیرپذیری هر چه بیشتر از جامعه میزبان است و بدین گونه گروه مهاجر با ساختن »جزیره‌ای« برای قوم خود، در دل جامعه میزبان، خود را "حفظ" كرده و بی‌نیاز از ادغام می شود. این امر به لحاظ روانی به فرد مهاجر ترك یاری می‌رساند تا تعادل روحی خود را حفظ كند و هویت خود را در جامعه جدید كاملا نفی شده و از دست رفته نبیند. برای مثال، هنوز بسیاری از خانواده‌های ترك، كنترل بسیار شدیدی بر فرزندانشان دارند و با آداب و رسوم تركیه، دخترشان را شوهر و پسرشان را زن می‌دهند. اما ویژگی تركیب جمعیت جامعه مهاجر ایرانی كه پیشتر به آن اشاره كردیم، امكان تاثیرپذیری جامعه ایرانی را از فرهنگ غربی در قیاس‌ با تركهای مهاجر بیشتر می‌كند. 
ایرانیان مهاجر كه عمدتا شهری، مدرن، متعلق به قشر متوسط جامعه و با تحصیلات عالی می‌باشند، غالبا از ساختن "گتو" خودداری می‌كنند، امری كه نشانه تمایل بیشتر آنها به ادغام و وارد شدن به جامعه جدید بوده و امكان تاثیرپذیری را در آنها افزایش‌ می‌دهد كه از جمله در تغییر الگوهای زناشویی خود را به نمایش‌ می‌گذارد.

به تدریج طلاق به مثابه یك واقعیت زندگی به رسمیت شناخته می‌شود.

احترام به حقوق و شخصیت كودك جدی گرفته می‌شود. مهاجران ایرانی فرا می‌گیرند كه هم چون سابق به سادگی اجازه دخالت در زندگی خصوصی خود را به كسی ندهند.


* فهرست منابع

1. جغرافیایی شهری دکتر ربانی

2. جامعه شناسی شهری دکتر شکویی

3. www.forsnews.com

4. www.hamshahri.org

5. www.iranjewish.com

6. www.keyhannews.ir

7. www.bashgah.net

8. www.irna.ir

9. www.godstv.comwww.irandidban.com

10. www.jamejamdaily.com

11. www.al_shia.com

12. www.hamekalam.com

13. www.nilgon.org

14. www.irandidban.com


 منبع




:: مرتبط با: برنامه ریزی شهری ,