تبلیغات
ღ☆ஜ ما و جغرافیا در دهکده جهانی ஜ☆ღ - معیارهای زیبایی شناسی و سیمای نابهنجار شهری
 
.:: زندگی اطلس جغرافی ماست
که در آن نقشه استان محبت پیداست
جلگه مکر و نمکزار حسد پیدا نیست
کوه چهل چشمه عشق ارتفاعش بسیار
وفلات ایمان حول این کوه چه وسعت دارد ::.

.:: سلام ::.
.:: وبلاگی که مشاهده میکنید متعلق به محمد عثمان نصرتی دانشجوی رشته ی جغرافیا و برنامه ریزی شهری از دانشگاه سیستان و بلوچستان میباشد در این وبلاگ سعی شده که بیشتر در مورد موضوعات جغرافیایی بحث شود.امیدوارم که با راهنماییهای استاد گرامی و دیگر عزیزان این وبلاگ به اهداف خود برسد ::.
  :: مدیر وب سایت : hacker games
نظرتان درباره وبلاگ چیست ؟






» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   
معیارهای زیبایی شناسی و سیمای نابهنجار شهری
یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 09:24 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست hacker games | ( نظرات )

نگامی كه صحبت از سیمای شهر به میان می آید آنچه از شهرهای امروزی در ذهن تداعی می شود ملغمه ای است از طرح ها و رنگ ها و فرم هایی كه بی هیچ محتوایی عمیق، زشتی و نابهنجاری را با چشم و ذهن شهروندان عجین ساخته است. بی شك این نابهنجاری نتیجه افول ارزش های زیبایی شناسی در بستر فرهنگی جامعه ایرانی معاصر است. بجاست تا پس از بررسی معیارهای زیبایی شناسانه خلق هنر و معماری به بررسی این مقوله در مورد معماری امروز ایران بپردازیم.
معیارهای زیبایی شناسی در طول تاریخ بی شك نشات گرفته از دو سرچشمه اند: 1- بنیان های معرفت شناسی و نوع نگرش به هستی 2-آبشخورهای فرهنگی؛ اینكه تبلور فرهنگ و جهان بینی هر دوره در زیبایی شناسی هنر و معماری بروز می كند و زمینه ایجاد تمدن می شود. اگر تمدن را تبلور بیرونی فرهنگ بدانیم و آن را گویای هویت مردمان هر سرزمین برشمریم آنگاه واضح است كه به چه دلیل معماری هر سرزمین متجلی كننده هویت آنهاست. ایران امروز را با برج آزادی می شناسند، ایفل سمبل پاریس است و یا اپرای یرن اتزن نماد سیدنی و استرالیا است. دلیل همه اینها كه برشمردیم اینست كه بیان زیبایی شناسانه معماری، فرهنگ و اندیشه یك ملت را در خود جای می دهد و آن را ساری و جاری می كند.
با مروری گذرا بر معیارهای زیبایی شناسی پیشامدرن و مدرن می توان به راحتی تاثیر نوع نگرش به طبیعت و محیط پیرامون بر معیارهای زیبایی شناسی را دریافت. در اندیشه پیشا مدرن چه در اروپا و چه در ایران، زیبایی بر پایه الگویی بنیادین در عرصه هنر به معرض بروز می رسید كه می توان وجود این الگو را به واسطه بستر شناخت شناسی تعبیر و تفسیر كرد. در اندیشه پیشا مدرن، هستی حقیقتی متعالی فرض شده بود كه انسان می بایست با فعال كردن ذهن، خود را به دریافتی از آن حقیقت والا نزدیك كند. نگاه انسان پیشا مدرن به طبیعت، كلیتی با نظم متقارن بود و انطباق ذهنیت با محیط پیرامون چنان تاثیری در عرصه زیبایی شناسی گذارد كه تقارن، وضوح و خوانایی معیارهای زیبایی شناسی شدند. پالادیو در رنسانس به این مساله معترف است و می گوید آنچه در طبیعت و هستی پیرامون ما خلق شده متقارن است و كالبد فیزیكی انسان ها نیز متقارن خلق شده پس تقارن كمال است و بایست در هنر و معماری به عنوان یك الگو متجلی شود. در معماری سنتی ایران نیز زیبایی شناسی بر مبنای همین اصل سامان می یافت؛ آنچه در كالبد بناهای برجای مانده از گذشته هویداست تقارن، وضوح و شفافیت است كه استفاده از هندسه اقلیدسی نیز به پیشبرد آن كمك شایان توجهی كرده است.
اما در معرفت شناسی اندیشه مدرن و پسامدرن، ذهن در مرتبه ای بالاتر از هستی قرار گرفت و شروع این نگرش را می توان با دكارت رقم زد كه گفت: من می اندیشم، پس هستم. و لذا هستی بر مبنای ذهن انسان است كه شكل می گیرد و هیچ حقیقت واحد و الگوی واحدی وجود ندارد و هستی بر ذهن انسان منطبق است ، نه ذهن انسان بر هستی. نقطه عطف این بنیان فكری در زیبایی شناسی بدین گونه بروز می كند كه معیارهای زیبایی شناسی نیز ذهنی می شوند و سلیقه، احساس و ادراك در اهم مسایل زیباشناسی جای می گیرند و وجود الگو، چه در معرفت شناسی و چه در زیبایی شناسی حذف می شود. زیبایی شناسی مدرن و پسامدرن با اولویت قرار دادن ذهن چه در خلق اثر و چه در ادراك آن راه خود را پیش می گیرد. بنابر این معیارهای زیبایی شناسی عصر حاضر را می توان با ابهام، ایهام، عدم تقارن و ... برشمرد.
با توجه به مسایل گفته شده پیرامون فرهنگ و اندیشه های جهان هستی در می یابیم كه بی شك بنیان های فكری و فرهنگی و جهان شناختی توده مردم هنگامی كه از صافی ارزش های جمعی عبور كند اساس خلق آفرینش معماری را پایه ریزی خواهد كرد.
حال این سوال پیش می آید كه معیارهای زیبایی شناسی معماری معاصر ایران از كجا نشات می گیرند كه نابهنجاری را در بطن كوچه ها و خیابان ها و شهر ها به معرض دید عموم گذارده اند؟
سیمای شهرهای امروز ایران به واسطه معیارهایی سامان می یابند كه نه برگرفته از آبشخورهای فرهنگی است و نه بر مبنای جهان بینی و اندیشه عمیق . می توان زیبایی شناسی معماری امروز ایران را همانند زیبایی شناسی معماری دوره ناصرالدین شاه البته در بناهای دولتی مثل شمس العماره كارت پستالی نامید. اگر در دوره ناصرالدین شاه سران حكومتی با دیدن تصویری از یك بنا در غرب معماران را به ساخت بناهایی به همان فرم دیده شده در كارت پستال واداشتند و سنتوری ها و سرستون های كورنتین نمای ساختمان های ایران را شكل داد، در معماری امروز نیز معماری با كپی برداری از فرم هایی خلق می شود كه از طریق كتاب ها، مجلات، اینترنت و یا سایر رسانه ها با آنها آشنا شده ایم. بنابر این زیبایی شناسی با معیارهایی بسیار سطحی و به دور از سرچشمه های فكری و فرهنگی در بستر كالبدی شهر های ما غالب شده است. همین است كه نمای رومی نئوكلاسیك غرب در طراحی تعداد بسیار زیادی از منازل مسكونی تهران دیده می شود. البته معماران ما این نكته را نباید فراموش كنند كه بقول واگنر هنرمند باید آنچه را كه عامه باید دوست بدارند بیافریند و نه آنچه را كه عامه دوست دارند.

منبع: سایت




:: مرتبط با: برنامه ریزی شهری ,